۱۳۹۰ آذر ۳۰, چهارشنبه

مقاله گلف نیوز درباره احتمال سقوط اسد : ایران در عراق در می ماند

سامي موبید
چند سال پیش، ایران در لبنان طرحی را ترسیم کرد با عنوان روز بعد از حزب الله، چه جنگ با اسرائیل، چه توافق  سوریه با اسرائیل. ایران می خواست این اطمینان را ایجاد کند که راه دومی هم برایش وجود دارد تا بتواند  خود به خود به گروه نظامي دیگر متکی شود که کار حزب الله را انجام بدهد. یعنی گروهی که بتوانند اثر جمهوری اسلامی را در منطقه و جهان نشان بدهد و در عین حال از شیعیان عرب دفاع کند.
ایراني ها گمان مي کردند که سپاه مهدي کاملا مي تواند "حزب الله دومي" باشد در دنیاي عرب و مقتدي صدر همه شرایط را دارد که نسخه عراقي حسن نصرالله باشد. تصور این بود که  شرایط عراق شبیه به زماني است که حزب الله در اوایل دهه هشتاد در لبنان تاسیس شد. یک نیروی نظامی دشمن آن کشور را اشغال کرده، دولت مرکزي ضعیف است، شیعیان با بلندپروازي هایشان قدرت گرفته اند و تعداد زیادي اسلحه وارد کشور شده است.
بر اساس این گمانه زنی ایران تبلیغات زیادي کرد تا طرفداران صدر را تغییر بدهد، همان کاري که در فاصله 1991-1989 در مورد حزب الله انجام داد و حسن نصرالله به ایران منتقل شد تا یک دوره فشرده سیاسي، مذهبي را بگذراند. نیروهاي طرفدار صدر به مدت شش ماه همه فعالیت هایشان را متوقف کرده اند تا اعضاي ناکارآمدشان را تسویه کند و نیروهایشان را تعلیم بدهند و خود صدر هم به ایران سفر کرد تا سطح علوم دیني اش را ارتقاع بدهد.
به دلایل مختلف، این پروژه متوقف ماند. روحانیون ایران حالا متقاعد شده اند که باید فقط صدر را به عنوان نیروي برترنظامي در عراق که از ایران حمایت مي کند برسمیت بشناند تا  در صورتي که بعد از خروج نیروهاي آمریکایي ها قدرت نوري المالکي کاهش پیدا کرد، او و گروهش بتوانند این شکاف را پر کنند. ایراني ها حتي این تلاش را هم کردند که آیت الله محمود هاشمي شاهرودي، رئیس سابق قوه قضائیه ایران که به آیت الله خامنه اي نزدیک بود، در شهر نجف به قدرت برسانند. قرار بود سه نفر حافظ منافع ایران در عراق باشند؛ شاهرودي  دین را کنترل کند، المالکي سیاست را کنترل کند و صدر نیروهاي شبه نظامي را در اختیار داشته باشد.
رهبران ایران به آن خلائی چشم دوخته اند که به محض اینکه آمریکایي ها عراق را ترک کردند، در آن جا پیدا می شود. آنها گمان مي کنند که این خلا تنها با ایران یا عربستان سعودي پر مي شود. نزدیک به نه سال، آنها تمایل داشتند غنیمت هاي عراق بعد از سال 2003 را با آمریکا و عربستان تقسیم کنند. این تفاهم از سوي ایران تا پایان سال 2012 به پایان مي رسد. درجامعه سني هاي عراق  جاهایي وجود دارد که ایران با همه تلاشي که مي کند، نمي تواند وارد آن بشود. این همان جایي است که سوریه براي ایران حیاتي مي شود زیرا سوری ها رابطه فوق العاده اي با بعثي ها و قبایل و سیاستمداران قدرتمند سني در احزاب اسلامي عراق دارند. ایراني ها از این مي ترسند که "بهار عرب"  در اوایل سال 2012 به عراق برسد.
این "بهار عرب" توسط ولیعهد عربستان، نایف بن عبدالعزیز، که مدت ها با نفوذ ایران در دنیاي عرب مبارزه کرده، پایه گذاري کرده است.
 سوریه، اما درگیر مسائل داخلي خودش است. بسیاري از متحدان سنتي سوریه در عراق، دیگر از این کشور حمایت نمي کنند. در عوض، عراقي هاي سني به سمت عربستان سعودي رفته اند.
براي اینکه ایران به آرزوهایش برسد، المالکي باید از طریق سوریه مشروعیت کشور هاي عرب را بدست بیاورد، و طرفداران صدر هم باید قدرت بگیرند. سپاه مهدي باید نقشي را که حزب الله لبنان در لبنان بعد از جنگ داخلي سال 1991 بازي کرد، به عهده بگیرد.
سوریه این کار را در سال 1991 براي حزب الله انجام داد، آیا  در شرایط دیگر از لحاظ تئوریک می تواند همان کار را براي سپاه مهدي هم در سال 2012 انجام بدهد. هفته گذشته، مالکي به تشویق ایران تلاش کرد تا اعتبارش را در میان کشور هاي عرب بالا ببرد و نقش میانجي را در بحران سوریه بازي کند.
به عبارت ساده تر: ایران نمي داند بدون سوریه چه کار مي تواند بکند. بسیاري تحلیل مي کنند که ایران مي خواهد از طریق حزب الله به تعهداتش نسبت به سوریه عمل کند، زیرا در صورت سقوط بشار اسد، ایران ضربه مي خورد. اما  از دست دادن سوریه، در مقابل  از دست دادن عراق براي ایران چیزی نیست. به همین دلیل است که همه رهبران ایران به "سناریوي فرداي عراق" بیشتر توجه مي کنند تا آنچه امروز در سوریه مي گذرد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر