۰۳ بهمن ۱۳۹۰ چرتکه
جمشید اسدی در قسمت نخست گفتگوی خود با بخش اقتصادی خودنویس، گفته بود که اوضاع اقتصادی ایران «روز به روز بدتر از گذشته خواهد شد و همه فکر خودشان را از امروز بکنند». وی معتقد است که «شیشه عمرجمهوری اسلامی» در غنی سازی یا همان عدم رفع تنش با جهان است. اسدی میگوید: «چه کسی امروز اطمینان دارد که در این شرایط اگر دولت درآمد نداشته باشد یک مرتبه تمام سپردهها را برندارد.» وی تاکید می کند که جمهوری اسلامی «آگاهانه» مردم ایران را در چنین وضع دشوار اقتصادی قرار داده است.
در بخش اول گفتگوی خودنویس با جمشید اسدیبه بررسی اوضاع آشفته بازار ارزو سکهپرداختیم. در ادامه گفتگو با دکتر جمشیداسدی، اقتصاددان مقیم پاریس، در رابطه با اثر افزایش نرخ سود تسهیلات بانکی بر بازار ارز و امکان دور زدنتحریمها به وسیله حذف دلار از تجارت نفتی ایران پرسیدیم. جمشید اسدی معتقد است که افزایش سودسپرده بانکی به دلیل عدم اعتماد مردم به دولت، کمکی به بازار ارز نخواهد کرد و انجام آن هم به معنی «جامزهر نوشیدن» و اعتراف احمدی نژاد به ضربه زدن به اقتصاد ایران در شش سال گذشته است. این اقتصاددانبر این باور است که حذف دلار از معاملههای نفتی یعنی پذیرش جمهوری اسلامی به این امر که دیگر صاحبدرآمد خود نیست. وی معتقد است که «جمهوری اسلامی هیچ راه علاج قطعی وجود ندارد جز رفع تنش باجهان! که این کار را هم نخواهد کرد زیرا که شیشه عمر خود را در دستیابی به انرژی و سلاح هستهای وغنی سازی میداند و از این کار نمیتواند دست بردارد». جمشید اسدی نتیجه میگیرد که، شرایط دشواراقتصاد ایران و فشار به مردم، آگاهانه توسط جمهوری اسلامی به وجود آمده است. در ادامه این گفتگو رامیخوانید.
چرتکه: آیا افزایش نرخ سود تسهیلات بانکی کمکی به وضعیت فعلی اقتصاد خواهد کرد؟
جمشید اسدی: اول این که این یک دعوای بزرگی بوده است که آقای احمدینژاد نمی پذیرفته که نرخ بهره بانکی در حدیباشد که بتواند هزینههای مالی را بپوشاند. این دعوا از روز اول وجود داشته است. اما افزایش نرخ بهره به این معنی است کهآقای احمدینژاد باید بپذیرد که شش سال به اقتصاد ایران ضربه زده وامروز اشتباه خود را بپذیرد یعنی اینناگفته یک جور جام زهر نوشیدن است و این را همه باید به روشنی بدانند.
اما من مطمئن نیستم که افزایش نرخ بهره بانکی اگر هم صورت بگیرد در حدی باشد که هزینه های بانکی را پوشش دهد و یکسودی هم داشته باشد.
چرتکه: اثر افزایش نرخ سود تسهیلات بانکی بر بازار ارز چه خواهد بود؟ یعنی چطور این سیاست بر بازار ارزاثر می گذارد و فلسفه اجرای آن چیست؟
جمشید اسدی: هدف از اجرای این سیاست این است که مردم به سراغ سنگ های قیمتی و ارز نروند و حالا که بانک به ماسود میدهد، پولهایمان را در بانک میگذاریم. اما این دوشرط دارد. اول اینکه مردم مطمئن باشد که سودی که بانک میدهدبیشتر از نرخ تورم است به طور کلی، که من این را بعید میدانم و دوم اینکه از کل آینده اقتصاد ایران نگران نباشند. اگر مردمحساب کنند که کل موجودیت کشور و اقتصاد ما زیر سوال است و در خطر است با توجه به تحریمها، بازهم ترجیح میدهند پولخود را بیرون ببرند. چه کسی امروز اطمینان دارد که در این شرایط اگر دولت درآمد نداشته باشد یک مرتبه تمامسپرده ها را برندارد؟ یا اگر بانکی ورشکست شد، بانک مرکزی که ضامن بانکها هست، پول داشته باشد که ورشکستگی بانکها را جبران کند که پس انداز مردم از بین نرود؟ من فکر میکنم که این دل مشغولیها و این پرسشها، امروزدر بین مردم هست.
چرتکه: آیا حذف دلار از معامله های نفتی به دور زدن تحریم ها یا کاهش هزینه آن کمک خواهد کرد؟
جمشید اسدی: این کاری است که چین مدتها است که دارد انجام می دهد. اما دو نکته را هم باید در نظر داشت. اول اینکهممکن است مثلا هند هم مثل چین موفق به این کار شود اما چطور باید این کار را انجام دهد که تحریم ها را دور بزنند؟ مثلاهند از ایران هزار دلار نفت میخرد، میگوید ما هزار دلار برای شما حساب باز میکنیم و شما معادل آن هر چه خواستید ازکالاهای ما بردارید و ببرید. این حقیقت دور زدن تحریم ها به این شکل است. اما این دو مشکل دارد. اول اینکه اگر جمهوریاسلامی بگوید که ما به ازای پولی که پیش شما داریم میخواهیم که تاسیسات نفتی بخریم، هند نمی تواند این کار را بکنندزیرا که مورد شماتت آمریکا قرار میگیرد. آمریکا خواهد گفت که نباید در اقتصاد ایران سرمایه گذاری کنید و چرا شما این کار راکردید؟ راحتترین کار این است که آمریکا خواهد گفت بین ما و ایران یکی را انتخاب کنید. چین را در نظر بگیرید. در رابطه با چینهم همین طور است. ایران نزد چین بسیار حساب اعتبار دارد اما یکی از پروژههای نفت و گاز را تا به حال کار نکردهاند.نمیگویم که نفت نمیخرند، میخرند اما قرار بوده صد تا پروژه تاسیساتی راه بیندازند که این کار نکردهاند،فقط در این مورد اظهار علاقه کردهاند.
اما نکته دوم! ایران در حالت عادی نفتش را به هند می فروشد و می تواند از هرکجای دنیا که می خواهد بهترین کالا راخریداری کند. اما وقتی دلار را حذف کند مثلا در رابطه با هند، هند می گوید که نمی توانم به شما دلار بدهم به دلیل تحریم هاو شما هم مجبورید که از ما نفت بخرید. این یعنی ایران دیگر صاحب درآمد خود نیست. به عبارتی ریشش گروی هندیهاست. یا هند می گوید که ما از شما نفت نمی خریم. در این حالت صاحب درآمد اختیار درآمدش را ندارد. یعنیدرآمد به او تعلق ندارد و به او تخصیص پیدا می کند. مثل این است که شما از مغازه ای لباسی می خرید امادوستش نداریدو به مغازه میروید و میگویید این لباس دیگر به درد من نمیخورد. صاحب مغازه اما به شما پول نمیدهد ومیگوید در بهترین حالت من به شما قبضی میدهم وشما هر وقت خواستید معادل این مقدار، بیایید و خرید کنید. یعنی شماهرچه که او دارد باید بخرید نه هرچه که میخواهید را. میخواهم بگویم که حتی اگر موفق به دور زدن تحریمها به اینشکل شوند، این کار اول مشکل خرید کالاهای تاسیساتی و سرمایه ای را حل نمیکند و دوم اینکه دیگر ایرانصاحب درآمد خود نیست.
یک راه حل دیگر هم البته این ها دارند، مثل کاری که با یونان کردند و آن فروش نسیه نفت است. یعنی خریدار هروقت پولداشت بدهد. این طوری به همه میگویند که ما مورد تحریم نیستیم. اما حالا کی آن ها بخواهند پول را پس دهند؟ مثلا یونانکه الان ورشکسته است و پول ندارد بدهد. پول هم داشته باشد میگوید ما میخواهیم پول شما را بدهیم اما چون تحریممیشویم پول شما را نمیدهیم. یعنی هیچ راه علاج قطعی ندارد جمهوری اسلامی جز رفع تنش با جهان! که اینکار را هم نخواهد کرد زیرا که شیشه عمر خود را در دستیابی به انرژی و سلاح هستهای و غنی سازیمیداند و از این کار نمیتواند دست بردارد.
شرایط دشوار اقتصاد ایران، شرایطی است که آگاهانه وبا میل به تنش افروزی جمهوری اسلامی به وجودآمده است و منجر به دوران سختی برای ایرانیان شده است.
Khodnevis
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر